ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

19

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

مفهومها در ذهن اعراب بود . « 1 » اما تيان مستقيما به اين نظريه اعتراض كرده مىگويد جانشينى بر اساس وراثت در بين قبيله‌هاى عربى موضوعى ناشناخته نبود و با توجه به اهميت علم انساب در بين آنان و بخصوص در بين قريش جانشينى موروثى عرف اعراب و امرى ثابت بود . « 2 » در پاسخ به اين مسأله مىتوان گفت كه جانشينى محمد صلّى اللّه عليه و آله را نمىتوان با جانشينى يك فرمانروا يا سلطان مقايسه كرد و نظر سنّتى سنّيان در مورد خلافت ؛ آن را كاملا متمايز از سلطنت ( ملك ) مىداند و به علت اصول جانشينى موروثى آن را تا اندازه‌اى محكوم مىكند . اما اين نظريه سنتى مسلما بعد از مسأله خلافت بوجود آمد و هدف اصلى از مخالفت آن با ملك و اصل وراثت احتمالا بيشتر توجيه مسأله خلافت در صدر اسلام بود . از اين رو در نگاه اوّل دليل موجّهى وجود دارد كه درباره ارزش و اعتبار نظريه مشترك اسلام‌شناسان غربى در مورد جانشينى محمد صلّى اللّه عليه و آله ترديد روا داريم و براى ارزيابى صحّت و سقم آن نگاه تازه‌اى به منابع مربوط بيفكنيم . براى آن‌كه بدانيم محمد صلّى اللّه عليه و آله به طور كلى درباره خلافت بعد از خود چه نظرى داشته و اصحابش چه چيزى را احتمالا خطوط اصلى هدايت امّت بعد از رحلت او مىدانسته‌اند لازم است ابتدا به بررسى قرآن بپردازيم . قرآن بطورى كه همه مىدانند ، هيچ پيش‌بينى و يا حتى اشاره‌اى به جانشينى محمد صلّى اللّه عليه و آله نكرده و به همين علت مورخان غير اسلامى در اين مورد تقريبا از آن چشم پوشيده‌اند . امّا قرآن شامل دستورهاى خاصى است در مورد حفظ پيوندهاى خويشاوندى و وراثت و نيز داستانها و رواياتى دربارهء خلافت پيامبران سلف و خاندان‌هاى آنان ، مطالبى كه نمىتواند با جانشينى محمد صلّى اللّه عليه و آله بىارتباط باشد .

--> ( 1 ) - لامنس ، گهواره اسلام ، عربستان غربى در سپيده دم هجرت ، ص 314 . ( 2 ) - تيان ، نهادهاى حقوق عمومى در اسلام ، ج 1 ، ص 97 - 98 ، 114 - 116 وات در كتاب انديشه سياسى اسلام تأكيد مىكند كه عادت اعراب اين بود كه رئيس قبيله را از بين خاندانهاى خاصى انتخاب كنند . به نظر او اگر زيد بن حارثه پسرخوانده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در زمان رحلت او زنده بود . بدون شك او جانشين حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله مىشد ( هر چند قرآن در سوره احزاب آيه 40 با صراحت پدر بودن نسبى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله نسبت به زيد را انكار مىكند ) با وجود آنكه شيعيان على عليه السّلام را مىستودند اما از نظر بسيارى از مسلمانان مناسب اين كار نبود ( ص 31 ) وات تأسيس حكومت سلطنتى امويان را بعنوان دستاوردى بر اساس عادت قبيله‌اى اعراب تحسين مىكند ( ص 39 ) .